مرتضى راوندى
665
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
برود و تصفيه شود و به دست آهنگر سپرده شود كه آن را با وسايل و ادواتى به صورت داس درآورد . دستهء داس از چوب است كه كار نجار مىباشد ، و اغلب وسايل نجار را آهنگر ساخته است . پس هيچيك از طبقات مردم بىنياز از تعاون نيستند و بايد به كمك يكديگر برخيزند تا كار همه راست آيد و نيازها مرتفع گردد . « 1 » اين مطلب باز در فصل اول مقالهء سوم تأييد شده و در آن باب نيز از لزوم تعاون بحث شده و خواجه متذكر گرديده كه هر شخصى به ترتيب ، به غذا و لباس و مسكن و سلاح احتياج دارد ، و اگر لازم باشد كه به تهيهء ادوات درودگرى و آهنگرى بپردازد و از آنها آلات درو كردن و آسياب كردن و رشتن و تابيدن و ديگر صنعتها را فراهم سازد زمان به دو اجازه نمىدهد كه يكى از اين آلات و ادوات را چنان كه لازم است فراهم كند . « 2 » ولى چنانچه معاونت پيش آيد ، همهء اين اشكالات بر طرف مىشود و براى اينكه اصول تعاون دوام يابد ، در انجام اين معاونت بايد رعايت « قانون عدالت » بشود . اما اين عدالت به چه وسيله برقرار مىشود ؟ براى رعايت اين عدالت ، احتياج به معامله پيش مىآيد . اين معامله بايد پايهء آن بر روى عدل و انصاف باشد . از اينرو مردم به صنايع مختلف روى مىآورند ، و همين امر نظامى در دنيا بوجود مىآورد ؛ هركس به شغلى خاص رغبت مىكند و مهمات همهء مردم باينصورت تكافى مىشود و بوسيلهء معامله مساوات برقرار مىگردد . اين مساوات بوسيلهء پول ( دينار ) حاصل مىگردد . اما اول شرط برقرارى اين عدالت چيست ؟ چنان كه گذشت ، مردم بههم محتاج مىباشند و كمال مطلوب و يا حتى نزديك شدن به كمال ، براى كسى حاصل نشود مگر اينكه از ديگران استعانت جويد . پس نوع بشر احتياج دارد كه گرد هم آيد و هركس به ديگرى در مورد لزوم و بموجب درخواست او كمك و مساعدت كند ، و گذشته از اينكه اين روابط براى آنكه برقرار بماند ، بايد برپايهء عدالت استوار باشد ، همين روابط ايجاد محبت در بين افراد مىكند . اين محبت از نظر علم اخلاق بر عدالت رجحان و برترى دارد . « 3 » هنگامى كه اين محبت و الفت در بين مردم ايجاد شد ، براى بقا و دوام آن ، احتياج به معامله پيش مىآيد ؛ معامله كه پايهء آن نيز بر عدالت است « 4 » . لزوم پول براى انجام معاملات : مسألهء لزوم پول را براى معاوضه و معامله ، خواجه در فصل هفتم مقالهء اول كتاب خود طرح مىكند و پول را براى برقرارى عدالت در معاملات ، و اينكه هيچيك از طرفين دچار ضرر و زيان نگردند و ملاكى براى معاوضه در بين باشد ، لازم مىشمرد ، و اين امر را نتيجهء برقرارى نسبت بين دو چيز مىداند و براى نظام زندگى ، آنچه را در بين مردم ردوبدل مىشود ، مانند خدمات و كالاها ، به سه نوع تشخيص مىدهد :
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 176 و 181 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 222 . ( 3 ) . ر ك : همان . ص 231 . ( 4 ) . همان . ص 101 .